چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

عشق ابدی و آیسان اسلامی نشانه فقر فرهنگی و توهم آگاهی

طبل توخالی آگاهی، منجر شد به ۲۰ میلیون بازدید کننده برنامه سخیف عشق ابدی و ۱۴ میلیون دنبال کننده آیسان اسلامی!

مردم ایران در حالی که خود را بسیار آگاه و دانا در نظر میگیرند و به قول صادق هدایت خود را فرانسوی شرق می نامند، هر از گاهی رفتارهایی از خود بروز میدهند که نشان میدهد تا چه حد از رشد فرهنگی و عقلانیت به دور هستند.

نمونه آن ۲۰ میلیون بازدید کننده برنامه سخیف عشق ابدی و ۱۴ میلیون دنبال کننده آیسان اسلامی، یک فرد بدون سواد و تحصیلات و رشد فرهنگی.

آیسان فردیست که میگوید اشکالی ندارد پسری به دختری تجاوز کند! و اگر هم آن پسر، ایرانی باشد مایه افتخار است چون پرچم ایران را بالا برده است! همین فرد نادان اگر دختری ایرانی با کسی رابطه جنسی برقرار کرده باشد، میگوید اگر برادر یا پدری ندارد خودم بروم او را بکشم! یعنی کاری را که برای دختر گناه میداند برای پسر افتخار میداند!

اگر این فرد ۱۴ میلیون دنبال کننده نداشت (که البته مقداری از دنبال کننده های او فیک هستند اما به هرحال دنبال کننده های زیادی دارد و شناخته شده است) ما خیلی غصه نمیخوردیم و میگفتیم با یک فرد که سواد و تربیت درستی نداشته روبرو هستیم، اما مشکل اصلی اینجاست که عده زیادی او را دنبال کرده و هر روز پای چرندیات بی سر و ته این آدم مینشینند!

از همه مضحک تر اینکه برایان اعتماد که مثلا الگوی موفقیت در خارج از ایران است، رفیق آیسان شده و از او تعریف میکند! احتمالا از آن مدل رفاقت های ترامپ با دیگران.

عشق ابدی یک سری بچه سالِ بزرگ نما را که به زور داد و بیداد و سیگار کشیدن و دختربازی می خواهند خود را بزرگ نشان بدهند، در یک روز چنان معروف میکند که هر کدام فورا یک میلیون دنبال کننده در اینستاگرام بدست می آورند و برای هر تبلیغ ۱۲۰ میلیون میگیرند!

از طرفی هنرمندان با استعداد ما و تولید کنندگان محتوا بعد از چند سال تلاش شبانه روزی هنوز نتوانسته اند به یک میلیون دنبال کننده دست یابند!

مردم ما همه جا هشتگ میزنند خلیج فارس و میگویند یک وجب از خاک ایران را به کسی نمیدهیم، روی آن غیرت داریم و این حرف ها، اما محال است یک وجب از خاک ایران را پیدا کنید که مردم فهیم ایران در آن زباله نریخته باشند!

از دریا و جنگل گرفته تا کوهستان، هرجا که بروید زباله است. این غیرت روی سرزمین، شبیه همان غیرت ارازل و اوباش روی ناموسشان است. آنها هم ناموس ناموس میکنند اما اجازه زندگی و فعالیت به ناموس خود نمیدهند و مدام ناموس خود را کتک میزنند و توقع دارند مثل یک نوکر و بله قربان گو رفتار کند.

به قول چرچیل حکومت ها براساس لیاقت مردم روی کار می آیند. پس این بار که خواستید نقدی به حکومت داشته باشید بد نیست نیم نگاهی هم به خودتان بیاندازید.

بسیاری از مردم ما، در حالی که در قرن بیست و یکم، جهل هیچ توجیهی ندارد، به ترامپ دل بسته بودند و فکر میکردند کسی که به ایلان ماسک رحم نمیکند و حمایت های دولتی از تسلا را میخواهد حذف کند، آنوقت فکر مردم ایران است!

برخی دیگر طرفدار حسینی و دیوانگان دیگرند و همچنان خود را عاقل و دانا میدانند.

طبیعتا بعد از مدتی که همه این افراد از آیسان و ترامپ گرفته تا حسینی و ابراهیم میرزایی، توزرد از آب درآیند و همچون آقای هخا که چاپید و رفت، از طریق بی عقلی طرفداران خود، پولی به جیب بزنند و در خفا به ریش ساده لوحان بخندند، همچنان مردم ما نخواهند فهمید که توسط این افراد فریب خورده اند و به جای دنبال کردن آدم حسابی ها، یک عده بی شعور را دنبال کرده اند.

مردم همچنان با تئوری توطئه سعی خواهند کرد همه چیز را توجیه کنند. مثلا خواهند گفت ترامپ میخواست به ما کمک کند اما ملکه انگلیس با دارویی شیطانی از گور برخواست و با کمک ایلومیناتی جلوی کمک او را گرفت! یا آیسان اصلی این نیست. آیسان اصلی آدم خوبی است این بدل اوست! باور کنید از مردم ما چنین چیزی بر می آید.

البته قصد خودتخریبی یا سیاه نمایی ندارم، این یک معضل جهانی است و در جهان هم کیم کارداشیان به خاطر فقط یک باسن، بیشترین دنبال کننده در اینستاگرام را به دست آورده است و جیم جونز در امریکا که مشکل روانی داشت، مریدانش را به جایی دورافتاده برد و در آنجا آنها را وادار به خودکشی کرد! اما به نظر میرسد که در ایران این موضوعات با شدت بیشتری وجود دارد یا حداقل من اینگونه فکر میکنم.

ایمان صدیقی/ سایت: ذهن آموز

گهواره هوشمند نوزاد اختراع ایمان صدیقی و ایمان صادقی

گهواره هوشمند نوزاد

یکی از اختراعات جالب و کاربردی ایمان صدیقی و ایمان صادقی گهواره هوشمند نوزاد بود که میتوانست وزن کودک را مرتبا اندازه گیری کند و آن را با نمودار رشد کودک مقایسه کند.

این اختراع در سال ۱۳۸۷ در پاسخ به یکی از مشکلات رایج انجام شد.

مشکل:

وزن کردن نوزاد کار مشکلی است چون نمیتواند بدون کمک کسی بایستد و تکان تکان هم میخورد. اگر او را نگه داریم، دست ما باعث میشود وزن نوزاد کمتر از میزان واقعی نمایش داده شود درنتیجه باید به مراکز به خصوص مراجعه کرد و با ترازوی به خصوصی هم این کار را انجام داد.

راه حل:

گهواره ساخته شده توسط ایمان صدیقی و ایمان صادقی مجهز به ترازوی دیجیتال شده و میتواند وزن کودک را حتی اگر شامل پتو و متعلقاتی باشد شناسایی کرده و با نمودار رشد مقایسه کند. در نتیجه کمک شایانی به خانواده هاست.

اختراع گهواره هوشمند نوزاد از طرف پژوهشسرای دانش آموزی پروفسور حسابی مورد تقدیر واقع شده و منتظر یک سرمایه گذار برای تولید انبوه است.

شبیه‌سازی سفر در زمان با حرکت چرخشی سکه و نسبیت اینشتین

حرکت چرخشی

نویسندگان: ایمان صدیقی و ایمان صادقی

بر اساس نظریه نسبیت خاص اینشتین، سرعت بالا می‌تواند درک ما از زمان و فضا را تغییر دهد. این نظریه بیان می‌کند که برای ناظرانی که با سرعت‌های بسیار بالا (نزدیک به سرعت نور) حرکت می‌کنند، گذر زمان کندتر می‌شود و طول اجسام در جهت حرکت کوتاه‌تر می‌شود.

برای درک شهودی این پدیده، ما به یک آزمایش ساده و روزمره رجوع می‌کنیم:  چرخش یک سکه بر روی سطح صاف

در لحظه‌ای که سکه با سرعت بالا در حال چرخش است، به نظر می‌رسد که شکل آن از یک دایره‌ی مسطح به یک کره‌ی سه‌بعدی تبدیل شده است. این پدیده، در واقع حاصل ادراک بصری انسان و ترکیب تصویرهای سریع است که چشم ما نمی‌تواند آن‌ها را تفکیک کند، و در نتیجه جسم به صورت یک “حجم کامل” دیده می‌شود. این موضوع مشابه با تکنیک‌های تصویربرداری در سینما یا خطای دید در پنکه‌های سریع‌چرخان همخوانی دارد اما نکات جالبی در این اتفاق وجود دارد که فراتر از یک خطای دید است.

با کند شدن حرکت سکه، تصویر از آن واضح‌تر می‌شود و می‌توانیم لحظات مختلف از موقعیت آن را تفکیک کنیم.

این تجربه ذهنی می‌تواند ما را به تفکر درباره‌ی مفاهیم انتزاعی‌تر مثل “گذشته، حال و آینده” ببرد. به عبارت دیگر، در سرعت بالا، مرزهای زمانی در ذهن ما محو می‌شود؛ همان‌گونه که در نظریه نسبیت خاص، زمان برای ناظر متحرک به شکلی متفاوت سپری می‌شود.

از منظر علمی، این تشبیه می‌تواند به ما کمک کند تا درک بهتری از ایده‌های بنیادی نظریه اینشتین داشته باشیم؛ هرچند که در واقعیت، چرخش سکه هرگز به سرعت‌هایی نمی‌رسد که بتواند اثرات نسبیتی واقعی ایجاد کند. به خاطر محدودیت های جاذبه، اصطکاک و شرایط زمین.

با این حال، شباهت‌های این پدیده می‌تواند مفهومی عمیق و موثر برای بیان نسبیت زمان و فضا باشد.

وقتی سکه با سرعت می‌چرخد؛ گذشته و حال و آیندهِ آن یکی می‌شود و تمامی این سه زمان قابل مشاهده است. در یک زمان پشت سکه وجلوی آن و تمام اطراف آن در یک لحظه برایمان قابل مشاهده است حال اگر جاذبه نباشد این سکه چگونه خواهد چرخید؟

قطعا همین گونه نخواهد چرخید و نوع چرخش سکه کاملا متفاوت خواهد شد.

به علت وجود جاذبه زمین، این سکه بعد از مدتی دوباره به حالت عادی خود برخواهد گشت که این حرکت به همراه صداهای متفاوتی است این سکه درحال چرخش مانند کره زمین می‌چرخد ولی باسرعتی متفاوت.

وقتی سرعت چرخش بالاست، ما یک حالت داریم و آن کره است. حالا سوالی چالش برانگیز مطرح میشود: آیا این کره واقعا از نظر فیزیکی وجود دارد یا اینکه یک تصور و خطای دید است؟

نکته جالب اینجاست که به هرکجای این کره دست بزنیم با سکه برخورد خواهد کرد. وقتی که سکه با سرعت بالا در حرکت است، هر کجای این کره را که برای لحظه ای لمس کنیم، با سکه برخورد میکنیم. پس آیا واقعا سکه در همه مکان ها وجود دارد؟

اگر سرعت بسیار بالا باشد، سرانجام سکه در همه موقعیت ها وجود خواهد داشت و جرمی بیشتر از حالت قبل پیدا میکند چون تبدیل به کره شده است. چون هرکجای این کره که دست بزنیم سکه با دست ما برخورد میکند.

پس سکه مسطح، در سرعت بالا تبدیل به کره شده است.

از طرفی اگر سرعت چرخش سکه بیشتر شود احتمال ناپدید شدن آن بیشتر خواهد شد.

راز زمان، سرعت است. سرعت بالا گذشته، حال و آینده را بی معنا میکند. همانند حرکت چرخشی سکه که وقتی تبدیل به کره شده است دیگر گذر زمان برایش مفهومی ندارد.

در پایان، می‌توان گفت که طبیعت بارها به ما نشان داده که چرخش، شکلی بنیادی از حرکت در کیهان است. از الکترون‌ها تا سیارات و کهکشان‌ها. حرکت چرخشی، حتی در ساده‌ترین شکلش مثل چرخش یک سکه، می‌تواند الهام‌بخش مفاهیمی بزرگ همچون درک ما از زمان، فضا، و شاید حتی سفر در زمان باشد.

پایان