چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

افشاگری در مورد اندروتیت، کلاهبرداری که خودشیفتگی کار دستش داد!

سلام به همگی، امروز حقایق در مورد اندروتیت فاش میشه. کسی که سر خیلی ها کلاه گذاشته و خیلی ها رو بیچاره کرده. اما یه عده افراد زودباور بدون اینکه تحقیق کنن، ازش تعریف و تمجید کردن. چون با احساسشون تصمیم میگیرن نه با مغزشون.

هرچیزی که در این مقاله گفته میشه کاملا مستند و براساس منابع معتبر هست.

لینک ویدیوی این مطلب

پدیده اندروتیت، ویروس خطرناکیه که بین جوونا و افراد کم سن و سال رواج پیدا کرده. بهش عقیده قرص قرمز هم میگن که از فیلم ماتریکس میاد.

این افراد مدعی ان با پذیرفتن حرف های اندروتیت، میشه از بردگی نجات پیدا کرد.

آیا مردم برده هستند؟

من قبلا هم گفتم که شما برده نیستید.

قبلا هم باید صبح تا شب کار میکردید، نصف درآمدتون هم پادشاه میومد به زور میگرفت.

الان اتفاقا آزادی بیشتری دارین، میتونین از هزاران روش مختلف درآمد داشته باشین.

طبق آمار، میزان ثروتمندان جهان خیلی بیشتر از قبل شده.

امنیت و درمان بهتر شده و زندگی انسان از هر نظر که فکرشو کنین بهتر شده.

دنیای گذشته خیلی تاریک بود. پر از جنگ و بیماری.

پس امثال اندرویت حتی اصول حرفاشونم اشتباست.

اندروتیت عقاید اشتباه و سنت گرایانه دوران جاهلیتو با تئوری توطئه ترکیب میکنه و به خورد مردم میده. مردم رو نسبت به قانون و علم، بی اعتماد میکنه.

مواد مخدر، باورهای ضد زن و ضد اخلاقی رو ترویج میده و دقیقا شبیه یه فرقه انحرافی عمل میکنه.

اصل صحبت های اندروتیت اینه که شما برای نجات از ماتریکس یا ثروتمند شدن، باید قانون رو کنار بذارین و از دیگران سواستفاده کنین.

برای افرادی که نمیدونن ماتریکس چیه، یه تئوریه که طبق اون ما داخل یه دنیای مجازی و شبیه سازی شده هستیم، مثل بازی های کامپیوتری و یه ویدیو هم قبلا در موردش ساختم که میتونین ببینین.

لینک مطلب نقد تئوری ماتریکس

ادعای اندروتیت:

حالا این فرد مدعی شده که راز نجات رو میدونه و برای اینکه شما هم بدونینش دو راه دارین، یا ویدیوهای رایگانشو ببینین و بازدید براش بیاره یا اینکه دوره هاشو بخرین.

حالا اگه واقعا ما داخل ماتریکسیم، این همه فیلسوف و دانشمند و استاد متافیزیک، نتونستن رازشو کشف کنن، و این آدم تونسته؟ (مسخرس نه؟)

ما قبلا هم گفتیم، ممکنه داخل ماتریکس باشیم، اما اثبات قوی براش نداریم، نمیتونیمم ردش کنیم، اما اینکه یکی بگه حتما هست و بیاد از مردم به خاطرش سوءاستفاده کنه، این اشتباست.

البته اشتباهات اندروتیت، خیلی بیشتر از این حرفاست.

اشتباهات و دروغ های اندروتیت:

در خارج از کشور یه عده دوره هاشو خریدن و پشیمونن، توی یوتیوب اومدن افشاگری کردن و گفتن داخل دوره چیز مفیدی نگفت یا هرچی گفت قبلا درموردش توی اینترنت صحبت شده بود.

و جالبه توی دوره هاش حرف های بدی هم میزنه که جرمه و از همون حرفاش مشخصه الکی نگرفتنش و واقعا مرتکب جرم شده.

طرفداراش میگن چون راز ماتریکس رو لو داده یا راز جهانو لو داده گرفتنش.

اما این اگه میخواست مردمو آگاه کنه دوره نمیفروخت به رایگان اینکارو میکرد.

و اگه رازی در کار بود و قدرت ها میترسیدن لو بره خب نمیومدن امکان مهیا شدنش یعنی یوتیوب و اینترنتو برای همه فراهم کنن!!

اگه این تئوری ها راست بود، باید جهان، شبیه سریال مردی بر راس قلعه ، کاملا بسته و بدون گردش اطلاعات آزاد میبود. باید دنیا شبیه کره شمالی میشد نه اینکه اصرار داشته باشن به اینترنت آزاد و گردش آزادانه اطلاعات.

این آدم داخل دوره هاش میگه زن ها احمقن و عقلشون از مردا خیلی کمتره، در نتیجه راه موفقیت برای مردها گول زدن زن هاست و باید از شون سواستفاده کرد.

اندروتیت دیدگاه اشتباهی درمورد زن ها داره و توی دوره هاش یاد میده چطور با زنها قرارداد بنویسین که گول بخورن و بعد بتونین بزنین زیرش. چون به عقیده اون، مردها حواسشون در قراردادها جمعه اما زن ها نه.

اعترافات اندرویت قبل از گیر افتادن و دستگیری:

اون میگه خودشم زن ها رو میاورده و بهشون وعده ثروتمند شدن میداده با این شرط که برهنه بشن و در فیلم های پورن بازی کنن، قرار داد هم باهاشون میبسته اما بعدا میزنه زیر قرارداد و حتی دستمزد اون زنها رو بهشون نمیده و کل درآمد تولید پورن میرفته توی جیب خودش. زن های زیادی ازش شکایت کردن سر این موضوع.

فکر نکنین اینها تهمت یا پاپوش برای اندروتیته، واقعا خودش با زبون خودش توی ویدیوهاش و دوره هاش اینا رو گفته و در واقع خودش به لو رفتن خودش کمک کرده.

بسیاری از حرفهایی که زده بود، سندی برای جرم هایی بود که مرتکب شده بود.

ببینید در کشورای دموکرات الکی کسی رو نمیگیرن. هرکسی که گرفتن حتما خلاف کرده.

توی یکی از ویدیوها با غرور میگه من کاری میکردم که زن ها عاشقم بشن و بعد ازشون سواستفاده جنسی و مالی میکردم. هدف اصلیم، پول بود.

غیر از این موارد، توی کار قاچاق مواد و قاچاق انسان هم بوده.

دستگیری اندروتیت

خب بعدش گرفتنش و زندان رفت، جالبه بدونین که توی رومانی دستگیر شده و خودش میگه وقتی دیدم به دنبال دستگیریم هستن، اومدم رومانی، چون سیستم قضایی اینجا ضعیفه و میشه رشوه داد و آزاد شد.

بیماری خودشیفتگی این فرد دوباره کار دستش داد و گفتن این حرف باعث شد دولت رومانی حساس تر بشه و با رشوه آزادش نکنه.

اندروتیت علاوه بر خلافکار بودن، دچار بیماری خودشیفتگی شدیده و همین باعث شده در مصاحبه ها و ویدیوها ، گندکاری های خودشو لو بده.

بعضی از مسلمونا ذوق میکنن و میگن اندروتیت مسلمون شده، اما دلیل اندروتیت برای مسلمون شدن خیلی سطحی و مسخره بود. مثلا میگفت خشونت اسلام خیلی زیاده، زن رو کتک میزنن، مخالفینو میکشن و همین نشون میده این دین، خوبه. یا میگفت اسلام هم گفته عقل زن ناقصه و نصف مرد میفهمه.

اندروتیت نمیدونه که طبق اسلام، تولید کننده فیلم های پورن حکمش اعدامه.

خلاصه ی حرف ها و دوره های اندروتیت اینه: سر زن ها کلاه بذارین، اونا رو وادار به تن فروشی کنین و پولشون رو بالا بکشین تا آدم موفقی بشین.

البته قسمت آخرش رو باید اینطور گفت، تا بعدش به زندان بیافتین.

ممکنه بعضی ها زن ستیز باشن و بگن اتفاقا کار اندروتیت درست بوده، حق زن ها همینه.

باید خدمتتون حقیقت ترسناکی رو بگم.

کلاهبرداری اندروتیت از مردها:

اندروتیت، حتی سر مردها هم کلاه گذاشته، در یکی از مصاحبه هاش مدتی قبل از دستگیریش، با خوشحالی تعریف میکنه برنامه ای که مردای مجرد با پرداخت پول، با دخترای فاحشه چت میکردنو دستکاری کرده بوده و چندتا پسر که توی تیم اندروتیت بودن داشتن به جای دخترا با مشتریان مرد، چت میکردن و اینطوری پول مردا هم بالا میکشیده و سرشون کلاه میذاشته.

با خوشحالی میگه این مردای احمق با یه مشت مرد سیبیل کلفت به خیال اینکه زنن، حرف میزدن و ما پولاشون رو برمیداشتیم.

همه این ویدیوها از چندین سال پیش داخل یوتیوب و فضای مجازی موجوده، فکر نکنین بعد دستگیریش ساخته شده.

حالا شما به عنوان یه مرد، این فرد، الگوی شماست؟!

قحطی مرد اومده، که این مدافع حقوق مرداست؟

کسی که از نیاز جنسی و عاطفه مردها سواستفاده میکرده و پولشون رو میدزدیده؟

خودشیفتگی شدید این احمق، باعث شد خودش جرم هاشو لو بده.

داخل یکی از دوره های قدیمیش میگه بهتون یاد میدم که چطور دخترای باکره رو بتونید مخ بزنید و از باکرگی دربیارید، البته شما هرگز به اندازه من نمیتونید، من سالی دو سه تا باکره رو از باکرگی درمیارم ولی شما شاید بعضی وقتا موفق بشید!

ببینین یه سری ها که دوره قانون جذب و ثروت میفروشن مثل عباس منش، حداقل نمیگن خلاف کنید. رفتن تحقیق کردن یه سری چیزا درمورد ثروت و سرمایه گذاری خوندن، باهاش دوره ساختن. یکمم وعده وعید و تبلیغات و رویافروشی قاطیش کردن.

اما این علاوه بر وعده نجات، عملا بهتون میگه خلافکار بشید و خلاف کنید. میگه شما باید خلاف قانون رفتار کنید. چون قانون مال ماتریکسه!

خب شما اگه اینکارو کنید، ارتش هیتلرو که ندارید، زرتی قانون دستگیرتون میکنه و به فنا میرید!

باورهای اشتباه:

بی قانونی در نهایت به ضرر خودتونم هست. هرچقدر دنیا نظم بیشتری داشته باشه بهتره، امن تره، تجارت داخلش آسون تره، تفریحات داخلش بی خطرتره. زندگی توش آسون تره.

برای همین اولویت اول تمام حکومت های جهان حتی کره شمالی، صلح و مذاکره هست نه جنگ.

اینقدر فریب تئوری های توطئه و بازی با کلمات رو نخورید.

نظم جهانی خوبه چون میتونین داخلش راحت تر تجارت کنین، مهاجرت کنین، ثروتمند بشین.

نظام سرمایه داری خوبه چون امکان خلق ثروتمندای جدید توش خیلی بیشتره. چون امثال ترامپ یا ایلان ماسک برای هزاران نفر ایجاد شغل کردن.

یوتیوبرهای ثروتمند به خاطر نظام سرمایه داری ثروتمند شدند، در نظام کمونیستی که چنین فرصتی براشون فراهم نیست.

در سیستم های حکومتی که میخوان ثروت رو بین مردم توزیع کنن همیشه فقر صدبرابر شده. دقیقا کره شمالی و شوروی سابق هدفشون این بود که ثروت بین مردم تقسیم بشه اما اوضاع مردم هزار برابر بدتر شد.

در عمل، دموکراسی و نظام سرمایه داری جواب داده. میلیون ها نفر هم به این کشورا مهاجرت کردن که گویای حقیقت هستن.

فکر نکنین که قانون رو یه سری قدرت های شیطانی وضع کردن. حتی قبیله های بَدوی هم یک سری قانون دارن، چون میدونن زندگی بدون قانون ممکن نیست و یه سری قوانین برای راحتی همه نیازه.

خودِ این آدم هم از بخشی از قانون بهره مند شده، مثلا وقتی پول زن ها و مردها رو بالا کشیده و میریخته به حساب بانکی خودش، اگه بانک هم شبیه اندروتیت فکر میکرد، پول ها رو بالا میکشید.

اگه همه مثل این فرد بیمار فکر کنن حتی نمیشه از بقالی یه خرید ساده انجام داد.

این افراد شیاد، دارن برعلیه بدیهی ترین چیزهایی که باعث بالاتر رفتن سطح رفاه مردم شده، کار میکنن و دارن ذهن نسل های جدید رو مسموم میکنن.

این آلودگی های ذهنی تاوان سنگین داره، هی نشینید از نسل 57 انتقاد کنید، اونا دیگه زنده نیستن! الان باورهای اشتباه شما هزینش برای آیندگان خیلی خیلی بیشتره. شاید فعلا مشخص نباشه، اما بعدا که تعدادتون بالا رفت مشخص میشه.

این حقیقتِ اندروتیت بود و امثال مدگل و پوتک که خیلی سطحی نگرن و افکار سمی و فاسدی هم دارن، میان تبلیغ این فردو رو میکنن و ازش دفاع میکنن.

بعدم میگن گرفتنش چون حقیقتو میگفت!!!

چطور شما رو نمیگیرن؟!!!

اگه میخاست حقیقتو بگه که دوره نمیفروخت. اگه هدفش نجات مردم بود رایگان انجامش میداد. نمیرفت سر مردم کلاه بذاره که گرونترین هتل بره و گرونترین ماشین و هواپیما رو سوار بشه.

مثل گاندی ساده زندگی میکرد و خودشو وقف آگاهی و نجات مردم میکرد.

پس هدفش آگاه کردن و نجات مردم نبوده. هدفش زندگی راحت با سواستفاده از دیگران بوده.

واقعا من متعجب میشم که چرا گاهی از بین فعالان ماوراء و علوم غریبه، افرادی هستن که گول این افرادو میخورن، یعنی چشم سوم شما یه درصد هم فعال نیست و نمیتونید ذات این افراد رو متوجه بشین؟!

خیلی ها از چهرشون کاملا مشخصه که آدم درستی نیستن.

درواقع این افراد با وعده نجات مردم، اومدن دوباره سر مردم کلاه دیگه ای گذاشتن.

مشکلات و معایب زندگی در ترکیه | تجربیات واقعی من در ترکیه 2026

ترکیه از کشورهای نزدیک ایران است که برای سفر به آن نیازی به ویزا نیست، درنتیجه خیلی ها به آنجا سفر میکنند و حتی قصد مهاجرت یا پناهندگی به آن را دارند.

من به سه شهر استانبول، آنکارا و وان سفر کرده ام و در مجموع حدودا یک ماه در ترکیه زندگی کردم. تجربیاتم را بدون سانسور، دقیقا آنچه دیدم و شنیدم و حس کردم برایتان بازگو میکنم. این تجربیات برای افرادی که قصد مهاجرت یا پناهندگی به ترکیه را دارند میتواند بسیار مفید واقع شود.

راه رفتن به ترکیه:

شما با داشتن پاسپورت، میتوانید از راه هوایی یا زمینی به ترکیه بروید. من هم با هواپیما، هم با قطار و هم با ماشین مسیر رفت و برگشت را طی کرده‌ام.

مزیت هواپیما این است که خیلی سریع میرسید و در بین راه چمدان ها را نمیگردند و اذیت نمیکنند.(فقط داخل فرودگاه بررسی میشود.) البته من وقتی زمینی هم میرفتم باز هم چمدان هایم را نمی گشتند و فقط به یک پرسش که آیا چیز ممنوعه ای با خودت نداری؟ بسنده می‌کردند.

سفر به ترکیه با هواپیما
فرودگاه استانبول | پرواز تهران به استانبول

با قطار برخلاف آنچه به نظر میرسد سریع نمیرسید و حدودا یک روز طول میکشد چون در بین راه زیاد توقف میکند و سرعتش هم خیلی بالا نیست.

همچنین دوبار باید پیاده شوید و چمدان ها را از مرز رد کنید. یکی گیت ایران و یکی ترکیه. هر بار هم حدودا نیم ساعت الافی دارد. البته قطار فقط دوبار در هفته مسیر ایران – ترکیه و بالعکس را طی میکند. پس باید برای تاریخ سفر خود برنامه ریزی کنید.

سفر به ترکیه با قطار
قطار تهران به وان | کوپه من

با اتوبوس یا سواری هم میتوانید به ترکیه بروید و از آنجا به ایران بیایید که باز هم شبیه قطار باید دوبار در مرز چک شوید. (گاهی هم بیشتر)

قیمت ها در ترکیه:

دیگران میگفتند در ترکیه همه چیز گران است. واقعا هم همینطور است. حتی زمانی که میخواستم پول هتل را به صورت نقدی بدهم مسئول هتل وقتی حجم پول ها را دید با پوزخندی گفت: Turkish inflation. یعنی تورم ترکیه.

من هم برای اینکه زیاد ناراحت نباشد گفتم: Iran is worse.

اما تورم ایران شاید واقعا بیشتر از ترکیه نباشد.

من قبلا میگفتم همه جا بهتر از ایران است و هرکسی میگفت مثلا آلمانی ها یا سوئدی ها به ما دید بدی دارند یا کم محلی میکنند میگفتم این چیزها مهم نیست. یا وقتی از تورم ترکیه میگفتند چندان باور نمیکردم، تا اینکه به چشم خود دیدم.

اینکه اروپایی ها دید بدی به ما داشته باشند و به ما محل نگذارند عجیب و دور از انتظار نیست اما اینکه مردم ترکیه به ایرانی ها محل نگذارند و با ایرانی ها بد باشند، اصلا قابل تحمل نیست. پس این مورد هم از معایب ترکیه است و در ضمن به ایرانی ها کار نمیدهند و اگر بدهند، حقوق نمیدهند.

هتل
شهر استانبول | هتل من

قیمت مواد غذایی در مناطق مختلف ترکیه:

مشکل دیگر ترکیه این است که قیمت ها در هرجا با جای دیگر تفاوت فاحشی دارد! حتی برای اجناس سوپرمارکتی که در ایران تقریبا همه جا قیمت ثابتی دارند و ممکن است فقط کمی اختلاف قیمت داشته باشند.

مثلا آب معدنی کوچک را در فروشگاه های زنجیره ای استانبول، شبیه فروشگاه افق کوروش خودمان، 5 لیر خریدم. همان آب معدنی در مغازه ها بین 15 تا 35 لیر است! و دوباره همان آب معدنی در فرودگاه 100 لیر است!

البته در ایران هم داخل فرودگاه، همه چیز گرانتر است.

در صورتی که از فروشگاه های زنجیره ای مواد غذایی خود را تامین کنید اختلاف چندانی با ایران ندارد. البته میوه همچنان 40 درصد گرانتر است.

قیمت آب در ترکیه

قیمت خانه در ترکیه:

خانه در ترکیه قیمتش بستگی به استان و شهر دارد. با اینکه آنکارا پایتخت ترکیه است اما استانبول به دلیل توریستی بودن و لاکچری بودن از آنکارا گرانتر است. البته من استانبول را چه در مرکز چه در مناطقی مثل منطقه اروپایی نشینش، آنچنان لاکچری حس نکردم و تقریبا شبیه تهران بود.

قیمت سوییت استدیو (بدون خواب) یا یک خوابه در محله های ارزان و حاشیه شهر استانبول حدودا ماهی 10 تا 15 هزار لیر است. خانه ها معمولا دارای اینترنت هم هستند چون اینترنت در ترکیه گران است و توریست و پناهنده و دانشجو معمولا باید اینترنت گرانتری بخرد و حق خریداری اینترنت روی خانه را ندارد.

قیمت خانه و سوئیت در ترکیه
شهر استانبول | سوئیت من

قیمت اینترنت در ترکیه:

کسانی که در ترکیه توریست هستند و کیملیک ندارند، نمیتوانند مستقیما سیم کارت ترکیه مثل Turk Cell یا Turk Telecom را بخرند و باید یک نوع سیم کارت توریستی تورک تلکام را بخرند که گرانتر است و حدودا 1500 لیر است. این سیم کارت 25 گیگابایت اینترنت هم دارد و 5G است.

اما وقتی که شهروند ترکیه بشوید میتوانید اینترنت ارزانتری بخرید که من از کاتالوگ قیمت که روی شیشه نمایندگی تورک تلکام نصب شده بود عکس گرفتم.

قیمت اینترنت و سیم کارت در ترکیه 2026

قیمت های فوق برای افرادی است که کیملیک دارند. تورک سل آنتن دهی بهتری دارد و سرعت بالاتری هم دارد اما حدودا 40 درصد گرانتر از تورک تلکام است. من از تورک تلکام استفاده کردم و آنتن دهی خوبی داشت فقط در مکان های بسته گاهی سرعتش خیلی کم میشد.

در کل اینترنت در ایران به انضمام خرید وی پی ان، باز هم از ترکیه ارزان تر است.

مشکل بزرگ زندگی در ترکیه:

متاسفانه ترکیه با اینکه منابع آبی زیادی دارد و پر از رودخانه و دریاچه و دریاست اما آب لوله کشی قابل آشامیدن ندارد و باید آب بخرید! بنابراین آب آشامیدنی هم به مجموع هزینه های زندگی در ترکیه اضافه میشود به اضافه سختی های حمل و نقل آن.

یک مشکل دیگر ترکیه این است که مردمانش به شدت بی سواد هستند و انگلیسی بلد نیستند! فکر نکنید که فقط وان اینطور است، در استانبول حتی در محله های گران هم، مردم انگلیسی بلد نیستند حتی در حد اینکه WC یعنی چی، بلد نیستند! این برای من خیلی عجیب بود. اصلا فکر نمیکردم سطح زبان مردم ایران از ترکیه بالاتر باشد.

فقط در فرودگاه ها و مراکز مهم مثل نمایندگی تورک سل، و پلیس ها انگلیسی بلدند که من با همه آنها صحبت کردم. جالب است در استانبول یکهو پلیس جلوی من را گرفت و گفت کیملیک ات را بده! گفتم من توریست هستم. گفت پاسپورتت را بده. نشانش دادم و بعد از اینکه چک کرد، با لبخندی تشکر کرد و رفت. به نظرم در استانبول حساسیت زیادی روی مهاجر غیرقانونی وجود دارد.

هزینه حمل و نقل در ترکیه:

ترکیه بزرگ است و شهرهای بزرگی هم دارد. استانبول که ایرانی های زیادی در آنجا هستند از نظر وسعت 7 برابر تهران است! با این حال سیستم حمل و نقل در ترکیه بسیار گران است. تاکسی ها که قیمت های نجومی میدهند مخصوصا اگر ببینند ترکی بلد نیستید و غریبه هستید.

برای کوتاه ترین مسیر حداقل 400 لیر میگیرند که با قیمت لیر در این تاریخ که مقاله را مینویسم میشود حدودا یک میلیون و 300 هزار تومان! مسیرهای طولانی تر تا 20 میلیون تومان هم قیمت میدهند!

شاید بگویید این قیمت ها برای خودشان که به لیر حقوق میگیرند خوب است و به پول ما گران میشود، اما اینطور نیست. قیمت یک غذای معمولی مثلا یک ساندویچ کوفته (چیزی شبیه همبرگرهای ما) یا یک پرس کباب در آنجا حدودا 280 لیر است. در صورتی که کرایه تاکسی دربست به طور میانگین 700 لیر است. یعنی 2 و نیم برابر یک پرس غذا.

در ایران یک پرس غذا حدودا 600 هزار تومان است. آیا راننده های تاکسی برای مسیرهای دربست داخل شهر، 2 و نیم برابر، یعنی 1 میلیون و پانصد هزار تومان میگیرند؟!

بنابراین در ترکیه حتما باید خودتان ماشین داشته باشید یا از اتوبوس و مترو استفاده کنید که من بلیط هر دوی آنها را گرفتم و استفاده کردم.

بلیط مترو و اتوبوس در ترکیه

برای خرید بلیط اتوبوس و مترو معمولا دستگاه های اتوماتیک وجود دارد و فروشنده انسان وجود ندارد. باید کارت بانکی یا پول نقد (لیر) را وارد دستگاهی شبیه خودپرداز کنید و بعد بلیط برایتان صادر میشود. دستگاه مابقی پولتان را هم میدهد. از همان دستگاه هم میتوانید بلیط خود را شارژ کنید.

خاطره ای از خرید بلیط مترو در استانبول:

استانبول توریستی است و در آنجا زیاد مردم کشورهای دیگر خصوصا اروپایی ها را میبینید.

یک بار داشتم بلیط مترو را شارژ میکردم که دو دختر در دستگاه کناری، به من گفتند این کار را بلد نیستند و از من خواستند تا به آنها یاد بدهم. تورکی بلد نبودند، انگلیسی شان هم ضعیف بود. گفتم باید ابتدا زبان کشور خود را انتخاب کنید. گفتند: در اینجا نیست! گفتم نزدیک ترین زبان را انتخاب کنید. آنها پرچم روسیه را انتخاب کردند و با لحنی شبیه خجالت و شرمندگی گفتند: قزاقستانی هستیم.

من شناختی از قزاقستان ندارم اما اینطور حس کردم که خودشان را پایین تر از خیلی جاها میدانند.

به هرحال کمکشان کردم و موفق به خرید بلیط مترو شدند.

آیا ترکیه برای زندگی یا پناهندگی خوب است؟

من ترکیه را برای زندگی چه از راه اقامت تحصیلی که به راحتی به ایرانی ها میدهد و چه پناهندگی، اصلا مناسب نمیدانم. تقریبا همان ایران است که کمی آزادتر است.

البته از نظر جاهای دیدنی و مناظر زیبا، شاید از ایران کمتر هم باشد.

ترکیه کمپ پناهندگی ندارد و این برای خیلی ها که دوست ندارند در کمپ که شبیه پادگان است زندگی کنند، خوب است اما به پناهنده ها حقوق نمیدهد و آنها را به شهری که خودشان تصمیم بگیرند میفرستند و از آنجا حق خروج ندارند.

ترک ها به پناهجوها کار نمیدهند و پناهجو حق کار هم ندارد. کار سیاه یعنی غیرقانونی هم معمولا حقوقی ندارد و حقتان را میخورند.

طبق قانون سازمان ملل، ترکیه حق ندارد پناهنده را اخراج کند اما با سیاستی که در پیش گرفته است یعنی حقوق نمیدهد و کار هم نمیدهد، پناهجو را مجبور به کار غیرقانونی میکند تا در صورت دستگیری بتواند او را از کشور اخراج کند.

با دو ایرانی در آنجا صحبت کردم. یکی از آنها میگفت مدتی با دوستان خود در شهر وان کار میکرده است. چندماه از آنها کار کشیده اند و در آخر به جای حقوق، اسلحه به سمتشان گرفته اند و گفته اند یا میروید یا همینجا شما را بکشیم! آنها هم بدون هیچ دستمزد و حقوقی رفته اند.

تقریبا کسی را پیدا نمیکنید که از زندگی در ترکیه راضی باشد. هزینه ها بالاست و کار خوب بسیار کم. رفتار مردمانش هم با ما خوب نیست و فقط پول را میشناسند.

شهر وان
شهر وان

سطح فرهنگ و پیشرفت:

مورد دیگری که توی ذوقتان میخورد سطح فرهنگ و پوشش مردمان ترکیه است. انگار وارد یک دهات شده اید که به خاطر ورود حجم زیاد پول، کمی پیشرفت کرده است. مردمانش همانطور ساده و اکثرا با حجاب هستند. البته شهر با شهر خیلی فرق میکند و این مسائله در وان بیشتر به چشم میخورد و در استانبول خصوصا مناطق لاکچری اش بسیار کمتر است.

اگر 6 ماه بعد یا سال بعد دوباره به ترکیه بروید، همانگونه است و پیشرفتی نکرده است.

یک ایرانی دیگر که با او صحبت میکردم میگفت چندسال پیش به خاطر کارش به چین و دبی و ترکیه زیاد سفر میکرد. میگفت هیچ کدام با چین قابل مقایسه نبود. چین خیلی پیشرفته بود و وقتی چندماه بعد دوباره به چین میرفت همه چیز تغییر کرده بود.

در فرودگاه وان شنیدم که یک مرد میانسال ایرانی به دوستش میگفت: وان که میگفتند این بود؟ اینجا که شبیه دهات است.

واقعا هم همین حس را به شما میدهد و البته نباید انتظار زیادی هم از یک شهر مرزی کوه پایه ای داشت.

به طور کلی، ترکیه تفاوت چندانی با ایران ندارد و برخی موارد مثل گرانی حمل و نقل و نداشتن آب آشامیدنی واقعا اذیت کننده است. اگر محدودیت های اینترنت در ایران وجود نداشت، حتی با وجود تحریم ها و گرانی ها، باز هم ایران از هر لحاظ نسبت به ترکیه بهتر است.

نویسنده: ایمان صدیقی

آیا اینترنت شاخصه تمدن است؟ دلیل اهمیت اینترنت

دیروز فردی به من گفت اینترنت مهم نیست و شاخصه یا ملاک تمدن نیست! این سوژه ای شد برای نوشتن این مطلب.

از هوش مصنوعی هم پرسیدم و نکات بسیار خوبی را گفت.

امروزه مثل برق، تلفن و تجهیزات پزشکی، تا حد زیادی اینترنت یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تمدن مدرن محسوب می‌شود، بدون آن کشور حتی در تامین آب و برق و دارو و مواد غذایی هم دچار بحران خواهد شد.

یعنی اگر کشوری اینترنت نداشته باشد باید با کمبود انرژی، غذا، دارو و خیلی چیزهای دیگر دست و پنجه نرم کند و قید پیشرفت و توسعه خصوصا در سطح جهانی را بزند. همانند کره شمالی که هرساله تقاضای دارو و غذا از سازمان ملل میکند و مردمانش در نهایت فقر زندگی میکنند و حتی نمیدانند اضافه وزن چیست.

همه چیز از ساده ترین تشکیلات و کارخانه ها و ادارات گرفته تا نیروگاه ها و تاسیسات پیشرفته، همگی به اینترنت و زیرساخته های مرتبط با آن وابسته هستند.

چرا اینترنت شاخص تمدن است؟

1) اتصال جهانی

تمدن‌های پیشرفته همیشه با «شبکه‌سازی» تعریف شده‌اند: راه‌ها، خطوط تلگراف، رادیو، تلفن… و امروز اینترنت.

اینترنت مرزها را حذف کرده و امکان ارتباط، تجارت، علم و فرهنگ را در مقیاس جهانی فراهم کرده است.

2) دانش و اطلاعات

تمدن یعنی انباشت و انتقال دانش. اینترنت بزرگ‌ترین زیرساخت انتقال دانش در تاریخ بشر است. امروزه دانشمندان و محققان، کسانی که دارو میسازند یا روی ساخت واکسن های جدید کار میکنند، به طور جدی به اینترنت و منابع علمی آنلاین وابسته هستند.

همکاری علمی جهانی بدون اینترنت تقریباً غیرممکن شده است.

3) اقتصاد دیجیتال

گزارش‌های رسمی نشان می‌دهند که رشد اینترنت پهن‌باند و موبایل، شاخص توسعه اقتصادی کشورهاست و زیرساخت‌های فیبر نوری پایه آینده دیجیتال محسوب می‌شوند.

4) حکمرانی و شفافیت

دسترسی آزاد به اطلاعات، مشارکت اجتماعی و شفافیت حکمرانی بدون اینترنت تقریباً ناممکن است.

اینترنت باعث میشود حکومت ها به سمت دموکراسی حرکت کنند. بسیاری از رسانه ها و روزنامه ها در فضای اینترنت عملکرد بهتر و قوی تری دارند.

مردم نیز میتوانند نقش مهم تر و قوی تری را در اینترنت ایفا کنند و به لطف اینترنت، رسانه ها از حالت تک بعدی و یک طرفه خارج شده اند.

اما نکته مهم اینجاست:

حرف های ما به این معنا نیست که تنها شاخصه و ملاک اصلی یک تمدن، اینترنت است. وجود اینترنت به‌تنهایی نشانه تمدن بالا نیست. نحوه استفاده از آن مهم‌تر است.
مثلاً:

  • جامعه‌ای ممکن است اینترنت بسیار سریع داشته باشد اما پر از اطلاعات غلط، خشونت یا سوءاستفاده باشد.
  • در مقابل، جامعه‌ای با اینترنت کم و توسعه نیافته، ولی دارای اخلاق، علم، نظم و فرهنگ قوی می‌تواند جنبه‌های تمدنی بالایی داشته باشد.
امروزه اینترنت مهم شده چون:

تقریباً تمام شاخص‌های توسعه به آن وابسته‌اند، مثل:

  • آموزش
  • سلامت
  • تجارت
  • بانکداری
  • حمل‌ونقل
  • امنیت
  • ارتباطات اجتماعی

امیدوارم هم ملت و هم دولت متوجه اهمیت اینترنت بشوند و به جای گوش دادن به حرف یک سری افراد سنتی و خشک مذهبی که مخالف اینترنت هستند خودشان هم اتفاقا در اینترنت حضور دارند، روز به روز به توسعه و پیشرفت آن کمک کنند.

چه مردم و چه دولت ها باید خودشان را آماده شنیدن صحبت های مخالف کنند، پیشرفت و بهبود فقط در این صورت حاصل میشود نه با مسدود کردن روش های ابراز عقیده مخالفان.

خاطره ای از خودم:

سالها پیش از طرف انجمن اسلامی مهندسین از من دعوت کردند تا در یک تیم رباتیک حضور داشته باشم. مربی آنجا را قبلا در مسابقات رباتیک تهران دیده بودم و باهم دوست شده بودیم. او هم از من دعوت کرد تا در این تیم باشم. تیمی که برای چند دانشجو تشکیل داده بود.

وقتی به آنجا رفتم چند پسر و چند دختر بودند که فکر همه چیز بودند جز ربات!

بخش های زیادی از ربات ساخته شده بود.

من به محض اینکه نشستم متوجه شدم مدار الکترونیکی ربات ایراد دارد و به اشتباه سیم کشی شده است. آن را گفتم.

پسرها مسخره بازی درآوردند و گفتند هنوز نرسیده چی میگی؟

مربی نگاه کرد و گفت: بچه ها ایمان درست میگه. آقای فلانی اشتباه کردی این قسمت مدار رو.

کمی گذشت و در حال توضیح دادن برنامه ربات بود که با ویدیو پروژکتور روی پرده ای انداخته بود.

من متوجه شدم برنامه نویسی ربات هم ایراد دارد! و گفتم.

پسرها تمسخر من را به اوج رساندند و گفتند بابا اصلا تو خیلی حالیته، تو خوبی!

خلاصه دقیق یادم نیست اما چیزهایی میگفتند و میخندیدند.

مربی کمی ناراحت شد و گفت بچه ها من از ایمان دعوت کردم به اینجا بیاد. ایشون خیلی قبل تر از اینکه شما وارد این رشته بخواید بشید، در این رشته مقام آورده. اصلا رفتارتون درست نیست.

من دیگر تا انتهای کلاس چیزی نگفتم. یکی دوباری مربی پرسید نظری نداری؟ گفتم نه.

در آخر کلاس گفتم من دیگر نمی آیم. میخواهم روی پروژه ای کار کنم.

گفت: من از طرف بچه ها معذرت خواهی میکنم، منظوری نداشتند. و از من خواست نروم.

گفتم: خواهش میکنم، ولی نمی آیم چون اینها تحمل انتقاد و اینکه کسی اشتباهشان را اعلام کند ندارند.

کار کردن با این افراد بی نتیجه است.

خداحافظی کردم و رفتم.

چند ماه بعد در خیابان دوباره او را دیدم.

سلام و علیک کردیم.

پرسیدم مسابقات چه شد؟ به مسابقات رفتید؟ مقام آوردید؟

خنده ای کرد و گفت: آره رفتیم، ربات اصلا روشن نشد!

پیام این خاطره این بود که مسدود کردن صدای منتقد، دردی را دوا نمیکند. کار را باید ریشه ای حل کرد.