چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

چگونه

جواب سوالات خود را اینجا پیدا کنید

مشکلات و معایب زندگی در ترکیه | تجربیات واقعی من در ترکیه 2026

ترکیه از کشورهای نزدیک ایران است که برای سفر به آن نیازی به ویزا نیست، درنتیجه خیلی ها به آنجا سفر میکنند و حتی قصد مهاجرت یا پناهندگی به آن را دارند.

من به سه شهر استانبول، آنکارا و وان سفر کرده ام و در مجموع حدودا یک ماه در ترکیه زندگی کردم. تجربیاتم را بدون سانسور، دقیقا آنچه دیدم و شنیدم و حس کردم برایتان بازگو میکنم. این تجربیات برای افرادی که قصد مهاجرت یا پناهندگی به ترکیه را دارند میتواند بسیار مفید واقع شود.

راه رفتن به ترکیه:

شما با داشتن پاسپورت، میتوانید از راه هوایی یا زمینی به ترکیه بروید. من هم با هواپیما، هم با قطار و هم با ماشین مسیر رفت و برگشت را طی کرده‌ام.

مزیت هواپیما این است که خیلی سریع میرسید و در بین راه چمدان ها را نمیگردند و اذیت نمیکنند.(فقط داخل فرودگاه بررسی میشود.) البته من وقتی زمینی هم میرفتم باز هم چمدان هایم را نمی گشتند و فقط به یک پرسش که آیا چیز ممنوعه ای با خودت نداری؟ بسنده می‌کردند.

سفر به ترکیه با هواپیما
فرودگاه استانبول | پرواز تهران به استانبول

با قطار برخلاف آنچه به نظر میرسد سریع نمیرسید و حدودا یک روز طول میکشد چون در بین راه زیاد توقف میکند و سرعتش هم خیلی بالا نیست.

همچنین دوبار باید پیاده شوید و چمدان ها را از مرز رد کنید. یکی گیت ایران و یکی ترکیه. هر بار هم حدودا نیم ساعت الافی دارد. البته قطار فقط دوبار در هفته مسیر ایران – ترکیه و بالعکس را طی میکند. پس باید برای تاریخ سفر خود برنامه ریزی کنید.

سفر به ترکیه با قطار
قطار تهران به وان | کوپه من

با اتوبوس یا سواری هم میتوانید به ترکیه بروید و از آنجا به ایران بیایید که باز هم شبیه قطار باید دوبار در مرز چک شوید. (گاهی هم بیشتر)

قیمت ها در ترکیه:

دیگران میگفتند در ترکیه همه چیز گران است. واقعا هم همینطور است. حتی زمانی که میخواستم پول هتل را به صورت نقدی بدهم مسئول هتل وقتی حجم پول ها را دید با پوزخندی گفت: Turkish inflation. یعنی تورم ترکیه.

من هم برای اینکه زیاد ناراحت نباشد گفتم: Iran is worse.

اما تورم ایران شاید واقعا بیشتر از ترکیه نباشد.

من قبلا میگفتم همه جا بهتر از ایران است و هرکسی میگفت مثلا آلمانی ها یا سوئدی ها به ما دید بدی دارند یا کم محلی میکنند میگفتم این چیزها مهم نیست. یا وقتی از تورم ترکیه میگفتند چندان باور نمیکردم، تا اینکه به چشم خود دیدم.

اینکه اروپایی ها دید بدی به ما داشته باشند و به ما محل نگذارند عجیب و دور از انتظار نیست اما اینکه مردم ترکیه به ایرانی ها محل نگذارند و با ایرانی ها بد باشند، اصلا قابل تحمل نیست. پس این مورد هم از معایب ترکیه است و در ضمن به ایرانی ها کار نمیدهند و اگر بدهند، حقوق نمیدهند.

هتل
شهر استانبول | هتل من

قیمت مواد غذایی در مناطق مختلف ترکیه:

مشکل دیگر ترکیه این است که قیمت ها در هرجا با جای دیگر تفاوت فاحشی دارد! حتی برای اجناس سوپرمارکتی که در ایران تقریبا همه جا قیمت ثابتی دارند و ممکن است فقط کمی اختلاف قیمت داشته باشند.

مثلا آب معدنی کوچک را در فروشگاه های زنجیره ای استانبول، شبیه فروشگاه افق کوروش خودمان، 5 لیر خریدم. همان آب معدنی در مغازه ها بین 15 تا 35 لیر است! و دوباره همان آب معدنی در فرودگاه 100 لیر است!

البته در ایران هم داخل فرودگاه، همه چیز گرانتر است.

در صورتی که از فروشگاه های زنجیره ای مواد غذایی خود را تامین کنید اختلاف چندانی با ایران ندارد. البته میوه همچنان 40 درصد گرانتر است.

قیمت آب در ترکیه

قیمت خانه در ترکیه:

خانه در ترکیه قیمتش بستگی به استان و شهر دارد. با اینکه آنکارا پایتخت ترکیه است اما استانبول به دلیل توریستی بودن و لاکچری بودن از آنکارا گرانتر است. البته من استانبول را چه در مرکز چه در مناطقی مثل منطقه اروپایی نشینش، آنچنان لاکچری حس نکردم و تقریبا شبیه تهران بود.

قیمت سوییت استدیو (بدون خواب) یا یک خوابه در محله های ارزان و حاشیه شهر استانبول حدودا ماهی 10 تا 15 هزار لیر است. خانه ها معمولا دارای اینترنت هم هستند چون اینترنت در ترکیه گران است و توریست و پناهنده و دانشجو معمولا باید اینترنت گرانتری بخرد و حق خریداری اینترنت روی خانه را ندارد.

قیمت خانه و سوئیت در ترکیه
شهر استانبول | سوئیت من

قیمت اینترنت در ترکیه:

کسانی که در ترکیه توریست هستند و کیملیک ندارند، نمیتوانند مستقیما سیم کارت ترکیه مثل Turk Cell یا Turk Telecom را بخرند و باید یک نوع سیم کارت توریستی تورک تلکام را بخرند که گرانتر است و حدودا 1500 لیر است. این سیم کارت 25 گیگابایت اینترنت هم دارد و 5G است.

اما وقتی که شهروند ترکیه بشوید میتوانید اینترنت ارزانتری بخرید که من از کاتالوگ قیمت که روی شیشه نمایندگی تورک تلکام نصب شده بود عکس گرفتم.

قیمت اینترنت و سیم کارت در ترکیه 2026

قیمت های فوق برای افرادی است که کیملیک دارند. تورک سل آنتن دهی بهتری دارد و سرعت بالاتری هم دارد اما حدودا 40 درصد گرانتر از تورک تلکام است. من از تورک تلکام استفاده کردم و آنتن دهی خوبی داشت فقط در مکان های بسته گاهی سرعتش خیلی کم میشد.

در کل اینترنت در ایران به انضمام خرید وی پی ان، باز هم از ترکیه ارزان تر است.

مشکل بزرگ زندگی در ترکیه:

متاسفانه ترکیه با اینکه منابع آبی زیادی دارد و پر از رودخانه و دریاچه و دریاست اما آب لوله کشی قابل آشامیدن ندارد و باید آب بخرید! بنابراین آب آشامیدنی هم به مجموع هزینه های زندگی در ترکیه اضافه میشود به اضافه سختی های حمل و نقل آن.

یک مشکل دیگر ترکیه این است که مردمانش به شدت بی سواد هستند و انگلیسی بلد نیستند! فکر نکنید که فقط وان اینطور است، در استانبول حتی در محله های گران هم، مردم انگلیسی بلد نیستند حتی در حد اینکه WC یعنی چی، بلد نیستند! این برای من خیلی عجیب بود. اصلا فکر نمیکردم سطح زبان مردم ایران از ترکیه بالاتر باشد.

فقط در فرودگاه ها و مراکز مهم مثل نمایندگی تورک سل، و پلیس ها انگلیسی بلدند که من با همه آنها صحبت کردم. جالب است در استانبول یکهو پلیس جلوی من را گرفت و گفت کیملیک ات را بده! گفتم من توریست هستم. گفت پاسپورتت را بده. نشانش دادم و بعد از اینکه چک کرد، با لبخندی تشکر کرد و رفت. به نظرم در استانبول حساسیت زیادی روی مهاجر غیرقانونی وجود دارد.

هزینه حمل و نقل در ترکیه:

ترکیه بزرگ است و شهرهای بزرگی هم دارد. استانبول که ایرانی های زیادی در آنجا هستند از نظر وسعت 7 برابر تهران است! با این حال سیستم حمل و نقل در ترکیه بسیار گران است. تاکسی ها که قیمت های نجومی میدهند مخصوصا اگر ببینند ترکی بلد نیستید و غریبه هستید.

برای کوتاه ترین مسیر حداقل 400 لیر میگیرند که با قیمت لیر در این تاریخ که مقاله را مینویسم میشود حدودا یک میلیون و 300 هزار تومان! مسیرهای طولانی تر تا 20 میلیون تومان هم قیمت میدهند!

شاید بگویید این قیمت ها برای خودشان که به لیر حقوق میگیرند خوب است و به پول ما گران میشود، اما اینطور نیست. قیمت یک غذای معمولی مثلا یک ساندویچ کوفته (چیزی شبیه همبرگرهای ما) یا یک پرس کباب در آنجا حدودا 280 لیر است. در صورتی که کرایه تاکسی دربست به طور میانگین 700 لیر است. یعنی 2 و نیم برابر یک پرس غذا.

در ایران یک پرس غذا حدودا 600 هزار تومان است. آیا راننده های تاکسی برای مسیرهای دربست داخل شهر، 2 و نیم برابر، یعنی 1 میلیون و پانصد هزار تومان میگیرند؟!

بنابراین در ترکیه حتما باید خودتان ماشین داشته باشید یا از اتوبوس و مترو استفاده کنید که من بلیط هر دوی آنها را گرفتم و استفاده کردم.

بلیط مترو و اتوبوس در ترکیه

برای خرید بلیط اتوبوس و مترو معمولا دستگاه های اتوماتیک وجود دارد و فروشنده انسان وجود ندارد. باید کارت بانکی یا پول نقد (لیر) را وارد دستگاهی شبیه خودپرداز کنید و بعد بلیط برایتان صادر میشود. دستگاه مابقی پولتان را هم میدهد. از همان دستگاه هم میتوانید بلیط خود را شارژ کنید.

خاطره ای از خرید بلیط مترو در استانبول:

استانبول توریستی است و در آنجا زیاد مردم کشورهای دیگر خصوصا اروپایی ها را میبینید.

یک بار داشتم بلیط مترو را شارژ میکردم که دو دختر در دستگاه کناری، به من گفتند این کار را بلد نیستند و از من خواستند تا به آنها یاد بدهم. تورکی بلد نبودند، انگلیسی شان هم ضعیف بود. گفتم باید ابتدا زبان کشور خود را انتخاب کنید. گفتند: در اینجا نیست! گفتم نزدیک ترین زبان را انتخاب کنید. آنها پرچم روسیه را انتخاب کردند و با لحنی شبیه خجالت و شرمندگی گفتند: قزاقستانی هستیم.

من شناختی از قزاقستان ندارم اما اینطور حس کردم که خودشان را پایین تر از خیلی جاها میدانند.

به هرحال کمکشان کردم و موفق به خرید بلیط مترو شدند.

آیا ترکیه برای زندگی یا پناهندگی خوب است؟

من ترکیه را برای زندگی چه از راه اقامت تحصیلی که به راحتی به ایرانی ها میدهد و چه پناهندگی، اصلا مناسب نمیدانم. تقریبا همان ایران است که کمی آزادتر است.

البته از نظر جاهای دیدنی و مناظر زیبا، شاید از ایران کمتر هم باشد.

ترکیه کمپ پناهندگی ندارد و این برای خیلی ها که دوست ندارند در کمپ که شبیه پادگان است زندگی کنند، خوب است اما به پناهنده ها حقوق نمیدهد و آنها را به شهری که خودشان تصمیم بگیرند میفرستند و از آنجا حق خروج ندارند.

ترک ها به پناهجوها کار نمیدهند و پناهجو حق کار هم ندارد. کار سیاه یعنی غیرقانونی هم معمولا حقوقی ندارد و حقتان را میخورند.

طبق قانون سازمان ملل، ترکیه حق ندارد پناهنده را اخراج کند اما با سیاستی که در پیش گرفته است یعنی حقوق نمیدهد و کار هم نمیدهد، پناهجو را مجبور به کار غیرقانونی میکند تا در صورت دستگیری بتواند او را از کشور اخراج کند.

با دو ایرانی در آنجا صحبت کردم. یکی از آنها میگفت مدتی با دوستان خود در شهر وان کار میکرده است. چندماه از آنها کار کشیده اند و در آخر به جای حقوق، اسلحه به سمتشان گرفته اند و گفته اند یا میروید یا همینجا شما را بکشیم! آنها هم بدون هیچ دستمزد و حقوقی رفته اند.

تقریبا کسی را پیدا نمیکنید که از زندگی در ترکیه راضی باشد. هزینه ها بالاست و کار خوب بسیار کم. رفتار مردمانش هم با ما خوب نیست و فقط پول را میشناسند.

شهر وان
شهر وان

سطح فرهنگ و پیشرفت:

مورد دیگری که توی ذوقتان میخورد سطح فرهنگ و پوشش مردمان ترکیه است. انگار وارد یک دهات شده اید که به خاطر ورود حجم زیاد پول، کمی پیشرفت کرده است. مردمانش همانطور ساده و اکثرا با حجاب هستند. البته شهر با شهر خیلی فرق میکند و این مسائله در وان بیشتر به چشم میخورد و در استانبول خصوصا مناطق لاکچری اش بسیار کمتر است.

اگر 6 ماه بعد یا سال بعد دوباره به ترکیه بروید، همانگونه است و پیشرفتی نکرده است.

یک ایرانی دیگر که با او صحبت میکردم میگفت چندسال پیش به خاطر کارش به چین و دبی و ترکیه زیاد سفر میکرد. میگفت هیچ کدام با چین قابل مقایسه نبود. چین خیلی پیشرفته بود و وقتی چندماه بعد دوباره به چین میرفت همه چیز تغییر کرده بود.

در فرودگاه وان شنیدم که یک مرد میانسال ایرانی به دوستش میگفت: وان که میگفتند این بود؟ اینجا که شبیه دهات است.

واقعا هم همین حس را به شما میدهد و البته نباید انتظار زیادی هم از یک شهر مرزی کوه پایه ای داشت.

به طور کلی، ترکیه تفاوت چندانی با ایران ندارد و برخی موارد مثل گرانی حمل و نقل و نداشتن آب آشامیدنی واقعا اذیت کننده است. اگر محدودیت های اینترنت در ایران وجود نداشت، حتی با وجود تحریم ها و گرانی ها، باز هم ایران از هر لحاظ نسبت به ترکیه بهتر است.

نویسنده: ایمان صدیقی

آیا اینترنت شاخصه تمدن است؟ دلیل اهمیت اینترنت

دیروز فردی به من گفت اینترنت مهم نیست و شاخصه یا ملاک تمدن نیست! این سوژه ای شد برای نوشتن این مطلب.

از هوش مصنوعی هم پرسیدم و نکات بسیار خوبی را گفت.

امروزه مثل برق، تلفن و تجهیزات پزشکی، تا حد زیادی اینترنت یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تمدن مدرن محسوب می‌شود، بدون آن کشور حتی در تامین آب و برق و دارو و مواد غذایی هم دچار بحران خواهد شد.

یعنی اگر کشوری اینترنت نداشته باشد باید با کمبود انرژی، غذا، دارو و خیلی چیزهای دیگر دست و پنجه نرم کند و قید پیشرفت و توسعه خصوصا در سطح جهانی را بزند. همانند کره شمالی که هرساله تقاضای دارو و غذا از سازمان ملل میکند و مردمانش در نهایت فقر زندگی میکنند و حتی نمیدانند اضافه وزن چیست.

همه چیز از ساده ترین تشکیلات و کارخانه ها و ادارات گرفته تا نیروگاه ها و تاسیسات پیشرفته، همگی به اینترنت و زیرساخته های مرتبط با آن وابسته هستند.

چرا اینترنت شاخص تمدن است؟

1) اتصال جهانی

تمدن‌های پیشرفته همیشه با «شبکه‌سازی» تعریف شده‌اند: راه‌ها، خطوط تلگراف، رادیو، تلفن… و امروز اینترنت.

اینترنت مرزها را حذف کرده و امکان ارتباط، تجارت، علم و فرهنگ را در مقیاس جهانی فراهم کرده است.

2) دانش و اطلاعات

تمدن یعنی انباشت و انتقال دانش. اینترنت بزرگ‌ترین زیرساخت انتقال دانش در تاریخ بشر است. امروزه دانشمندان و محققان، کسانی که دارو میسازند یا روی ساخت واکسن های جدید کار میکنند، به طور جدی به اینترنت و منابع علمی آنلاین وابسته هستند.

همکاری علمی جهانی بدون اینترنت تقریباً غیرممکن شده است.

3) اقتصاد دیجیتال

گزارش‌های رسمی نشان می‌دهند که رشد اینترنت پهن‌باند و موبایل، شاخص توسعه اقتصادی کشورهاست و زیرساخت‌های فیبر نوری پایه آینده دیجیتال محسوب می‌شوند.

4) حکمرانی و شفافیت

دسترسی آزاد به اطلاعات، مشارکت اجتماعی و شفافیت حکمرانی بدون اینترنت تقریباً ناممکن است.

اینترنت باعث میشود حکومت ها به سمت دموکراسی حرکت کنند. بسیاری از رسانه ها و روزنامه ها در فضای اینترنت عملکرد بهتر و قوی تری دارند.

مردم نیز میتوانند نقش مهم تر و قوی تری را در اینترنت ایفا کنند و به لطف اینترنت، رسانه ها از حالت تک بعدی و یک طرفه خارج شده اند.

اما نکته مهم اینجاست:

حرف های ما به این معنا نیست که تنها شاخصه و ملاک اصلی یک تمدن، اینترنت است. وجود اینترنت به‌تنهایی نشانه تمدن بالا نیست. نحوه استفاده از آن مهم‌تر است.
مثلاً:

  • جامعه‌ای ممکن است اینترنت بسیار سریع داشته باشد اما پر از اطلاعات غلط، خشونت یا سوءاستفاده باشد.
  • در مقابل، جامعه‌ای با اینترنت کم و توسعه نیافته، ولی دارای اخلاق، علم، نظم و فرهنگ قوی می‌تواند جنبه‌های تمدنی بالایی داشته باشد.
امروزه اینترنت مهم شده چون:

تقریباً تمام شاخص‌های توسعه به آن وابسته‌اند، مثل:

  • آموزش
  • سلامت
  • تجارت
  • بانکداری
  • حمل‌ونقل
  • امنیت
  • ارتباطات اجتماعی

امیدوارم هم ملت و هم دولت متوجه اهمیت اینترنت بشوند و به جای گوش دادن به حرف یک سری افراد سنتی و خشک مذهبی که مخالف اینترنت هستند خودشان هم اتفاقا در اینترنت حضور دارند، روز به روز به توسعه و پیشرفت آن کمک کنند.

چه مردم و چه دولت ها باید خودشان را آماده شنیدن صحبت های مخالف کنند، پیشرفت و بهبود فقط در این صورت حاصل میشود نه با مسدود کردن روش های ابراز عقیده مخالفان.

خاطره ای از خودم:

سالها پیش از طرف انجمن اسلامی مهندسین از من دعوت کردند تا در یک تیم رباتیک حضور داشته باشم. مربی آنجا را قبلا در مسابقات رباتیک تهران دیده بودم و باهم دوست شده بودیم. او هم از من دعوت کرد تا در این تیم باشم. تیمی که برای چند دانشجو تشکیل داده بود.

وقتی به آنجا رفتم چند پسر و چند دختر بودند که فکر همه چیز بودند جز ربات!

بخش های زیادی از ربات ساخته شده بود.

من به محض اینکه نشستم متوجه شدم مدار الکترونیکی ربات ایراد دارد و به اشتباه سیم کشی شده است. آن را گفتم.

پسرها مسخره بازی درآوردند و گفتند هنوز نرسیده چی میگی؟

مربی نگاه کرد و گفت: بچه ها ایمان درست میگه. آقای فلانی اشتباه کردی این قسمت مدار رو.

کمی گذشت و در حال توضیح دادن برنامه ربات بود که با ویدیو پروژکتور روی پرده ای انداخته بود.

من متوجه شدم برنامه نویسی ربات هم ایراد دارد! و گفتم.

پسرها تمسخر من را به اوج رساندند و گفتند بابا اصلا تو خیلی حالیته، تو خوبی!

خلاصه دقیق یادم نیست اما چیزهایی میگفتند و میخندیدند.

مربی کمی ناراحت شد و گفت بچه ها من از ایمان دعوت کردم به اینجا بیاد. ایشون خیلی قبل تر از اینکه شما وارد این رشته بخواید بشید، در این رشته مقام آورده. اصلا رفتارتون درست نیست.

من دیگر تا انتهای کلاس چیزی نگفتم. یکی دوباری مربی پرسید نظری نداری؟ گفتم نه.

در آخر کلاس گفتم من دیگر نمی آیم. میخواهم روی پروژه ای کار کنم.

گفت: من از طرف بچه ها معذرت خواهی میکنم، منظوری نداشتند. و از من خواست نروم.

گفتم: خواهش میکنم، ولی نمی آیم چون اینها تحمل انتقاد و اینکه کسی اشتباهشان را اعلام کند ندارند.

کار کردن با این افراد بی نتیجه است.

خداحافظی کردم و رفتم.

چند ماه بعد در خیابان دوباره او را دیدم.

سلام و علیک کردیم.

پرسیدم مسابقات چه شد؟ به مسابقات رفتید؟ مقام آوردید؟

خنده ای کرد و گفت: آره رفتیم، ربات اصلا روشن نشد!

پیام این خاطره این بود که مسدود کردن صدای منتقد، دردی را دوا نمیکند. کار را باید ریشه ای حل کرد.

گفتگو با ایمان صدیقی و ایمان صادقی درمورد آموزش انجام اختراعات

نوجوانان و افراد کنجکاو و خلاق زیادی در ایران هستند که اهل کشف یا ساخت چیزهای جدید هستند و دوست دارند مخترع بشوند. ممکن است خیلی از آنها ندانند که مسیر این کار چگونه است و چطور میتوان مخترع بود، چیزی اختراع کرد و نام خود را به عنوان مخترع در کشور ثبت کرد؟

امروز تیم ذهن آموز مصاحبه ای را ترتیب داد با ایمان صدیقی و ایمان صادقی که از دوران مدرسه در دهه هشتاد اختراعات زیادی را انجام داده اند و در مسابقات و جشنواره های متعددی مقام کسب کرده اند، تا به سوالاتی که در این زمینه هست، پاسخ داده شود.

سوال: چگونه بفهمیم که میتوانیم مخترع شویم؟

اگر کسی سعی دارد تغییری در وسایل و ابزارها ایجاد کند یا علاقه دارد راه حل هایی برای مشکلات موجود پیدا کند، استعداد مخترع شدن را دارد.البته تقریبا همه این استعداد را به صورت بالقوه دارند به شرطی که علاقمند به انجامش باشند و ذهنیت بسته ای نداشته باشند.

سوال: از کجا بفهمیم چیزی که ساخته ایم قبلا ساخته شده یا نه؟

زمانی که ما در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ مشغول انجام اختراعات مختلف بودیم، گوگل و سایت های اینترنتی به شکل امروزی وجود نداشتند یا اینقدر پیشرفت نکرده بودند. کم پیش می آمد چیزی را در اینترنت سرچ کنیم و برایش نتیجه ای بدست بیاید. بنابراین استعلام اینکه یک چیز اختراع شده است یا نه بسیار مشکل بود. اما خوشبختانه در حال حاضر با مراجعه به اینترنت این کار به آسانی قابل انجام است. کافیست درمورد ایده ای که دارید تحقیق کنید و ببینید که ساخته شده است یا خیر.

سوال: آیا میتوان چیزی که در خارج از ایران ساخته شده، دوباره در ایران ساخت و به عنوان اختراع آن را ثبت کرد؟

این سوال کمی چالش برانگیز است. اگر آن ایده یا اختراع، چیز جالب و به درد بخوری باشد، اداره ثبت اختراعات ایران سختگیری نخواهد کرد و نمونه ایرانی را به عنوان اختراع ثبت خواهد کرد. فقط آن ثبت اختراع قابلیت ثبت جهانی ندارد. اما در ایران کاملا معتبر است و از حمایت های قانونی و معنوی بهره مند میشود.

سوال: آیا سازمان یا تشکیلاتی وجود دارد که به مخترعین در انجام اختراع کمک کند؟

بله، اگر دانش آموز هستند با مراجعه به پژوهشسراهای دانش آموزی که در همه شهرهای ایران وجود دارند میتوانند از راهنمایی اساتید رشته های مختلف و امکاناتی نظیر: آزمایشگاه، کارگاه ها و کتابخانه ها استفاده کنند. اکثر آنها از نظر مالی هم کمک هایی میکنند و بخشی از هزینه های ساخت اختراعات مختلف را به مخترع پرداخت میکنند.

اگر دانشجو هستند یا اینکه تحصیل آنها تمام شده میتوانند به پارک های علم و فناوری مراجعه کنند. روند کار آنها کمی سخت تر است اما امکانات و قدرت مانور بیشتری در اختیار مخترع قرار میگیرد.

سوال: اگر کسی مورد حمایت هیچ سازمانی قرار نگرفت چه؟

در این صورت باز هم دلیل نمیشود که مخترع از کارش دست بکشد و متوقف شود. امروزه در یوتیوب و سایت های اینترنتی در همه زمینه ها مثل برنامه نویسی، الکترونیک، رباتیک و غیره آموزش های رایگان زیادی وجود دارند. اشخصاص میتوانند آنچه را که بلد نیستند از اینترنت به راحتی یاد بگیرند.

زمانی که ما ربات جاسوسی ساختیم اصلا در هیچ سایتی آموزش ساخت ربات وجود نداشت. هیچ سایت فارسی نبود که سورس برنامه ها یا شماتیک مدارهای الکترونیکی را منتشر کرده باشد. باید کتاب میخواندیم و هرچیزی را با سوال پرسیدن از استادهای الکترونیک پژوهشسرا و آزمون و خطا پیش میبردیم اما امروزه علاوه بر اینترنت، هوش مصنوعی نیز به تمامی علوم به خوبی مسلط است و هرسوالی که داشته باشید پاسخ میدهد و حتی برای آن آموزش قدم به قدم ارائه میکند.

سوال: پس اینطور که به نظر میرسد حالا اختراع کردن از هر زمان دیگری آسان تر شده؟

بله، میتوان اینطور گفت. البته یک تفکر رایج هم وجود دارد که میگوید همه چیزهای خوب قبلا اختراع شده و چیزی برای اختراع نمانده است. این را ما حتی در دهه هشتاد که به پژوهشسرا میرفتیم از دانش آموزان زیاد میشنیدیم!

سوال: آیا واقعا همینطوره؟

مطمئن نیستیم. اگرچه قبلا خیلی از چیزها اختراع نشده بود اما هرچقدر اختراعات بیشتری انجام شد، دامنه علوم و نیازهای زندگی هم گسترش پیدا کرد، در نتیجه ایده های جدیدی هم متولد شدند. مثلا قبلا نیازی نبود وسیله ای بسازید که هشدار بدهد ماشین در حال برخورد با یک مانع است ولی از زمانی که ماشین اختراع شد، این نیاز هم متولد شد.

سوال آخر: فایده اختراع کردن چیست؟ آیا فرد میتواند به عنوان شغل روی آن حساب باز کند؟

این سوال خیلی کلی است. بستگی به اختراعاتی دارد که آن شخص انجام میدهد. در طول تاریخ افرادی بوده اند که چیزی اختراع کرده اند که باعث ثروتمند شدنشان شده و مخترعینی هم بوده اند که کاملا بی پول مانده اند و هرگز ثروتمند نشدند.

در این زمینه تجاری سازی اختراعات خیلی مهم است. افرادی مثل ادیسون در این زمینه قوی بودند. او حتی اختراعات دیگران هم میخرید و کمی کیفیت آنها را از طریق مهندسینی که برایش کار میکردند بالاتر میبرد تا آماده عرضه به بازار شوند. سپس این اختراعات را به مردم میفروخت و کمپانی ثروتمند و موفق او، هنوز هم که سالها از مرگش میگذرد فعال است.

اما معمولا اختراع کردن یک علاقه درونی و نیاز درونی است. اکثر مخترعین به خاطر دل خودشان و لذتی که از این کار میبرند به سمتش میروند. با این حال اگر میخواهند در آینده نیاز مالی نداشته باشند حتما باید روی تجاری کردن یک یا دو ایده متمرکز شوند.

پایان